سيد صادق سجادى
39
تاريخ برمكيان ( فارسى )
را صريحا آتشكده خواندهاند ، بر آن شدند كه زرتشت خود مدتى در آنجا مقام داشته « 1 » و سپس يكى از فرزندان او به نام اوروتت نر Urvatat - Nara توليت آنجا را بر عهده گرفته بوده « 2 » . برخى محققان برآنند كه رواياتى كه دربارهء زرتشتيگرى نوبهار آمده ، به روزگار سيطره و قدرت برمكيان ساخته شده تا اين خاندان را به موبدان بزرگ و فرمانروايان ساسانى و سنّتهاى ايرانى كاملا وابسته گرداند « 3 » ؛ و بدين سبب است كه برخى نويسندگان آنها را وزيران و وزيرزادگان ساسانيان شمردهاند « 4 » . به عقيدهء بارتولد محتمل است كه اين گونه روايات توسط ابن مقفّع كه معاصر خالد بن برمك بود ، و موقعيت ممتاز و سخاوت اين برمكى مشهور مىتوانست بر بازسازى روايات ملى به سود برمكيان تأثير بگذارد ، ساخته و رايج شده است « 5 » . او و غالب محققان معاصر معتقدند كه نوبهار متعلق به آئين بودا بوده است « 6 » . از آن جمله سوردل به استناد توصيفات بعضى نويسندگان نوبهار را معبد بودايى خوانده است « 7 » . با اين همه برخى شواهد چون اشارات ونديداد و گزارشها و نظريات مورخان و نويسندگان ، بعضى محققان معاصر را معتقد ساخته كه وارهء بلخ و وهار يا نوبهار بعدى اصلا آتشكده بوده و چون آئين زرتشتى در بلخ در برابر گسترش آئين بودايى عقبنشينى كرده ، اين معبد نيز به كانون بودائيگرى ، و نامش به شكل بودايى آن يعنى نوبهار تبديل شده است « 8 » . آغاز گسترش آئين بودايى به عصر امپراطورى آشوكا در هند باز مىگردد كه اين آئين تا سواحل جيحون رواج يافت و بلخ را كه شهرى زرتشتىنشين بود دربرگرفت « 9 » . چه نرشخى از يكى از بازارهاى اين شهر به نام « ماخ » ياد كرده كه محل ساختن و تراشيدن بتها بوده و در يك روز معين آنها را براى فروش عرضه مىكردند « 10 » . امّا كرن برعكس معتقد است كه نوبهار اصلا معبدى بودايى
--> ( 1 ) . هدايت ، فرهنگ انجمن آراء ، ص 718 ، 185 . ( 2 ) . حبيبى ، حواشى فضايل بلخ ، 413 . ( 3 ) . فوشه ، ص 9 ؛ بارتولد ، خليفه و . . . ص 87 ؛ معين ، مزديسنا ، 2 / 38 - 39 . ( 4 ) . فصل بعدى را نگاه كنيد . ( 5 ) . خليفه و . . . ص 87 . ( 6 ) . همانجا ؛ Baily , XI / 2 ؛ نيزنك حبيبى ، حواشى فضايل بلخ ، 422 - 423 . ( 7 ) . Sourdel , I / 130 . ( 8 ) . حبيبى ، حواشى فضايل بلخ ، 414 . ( 9 ) . معين ، مزديسنا ، 2 / 34 . ( 10 ) . تاريخ بخارا ، ص 25 .